مصطفى النوراني الاردبيلي
400
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
شكل سنجد و بعد از رسيدن سرخ و زرد رنگ مىگردد و بستانى آن ثمرش بزرگتر و لذيذتر و خوشبوتر و شيرين است . و در بلاد گرمسير به هم مىرسد و بهترين آن بزرگ پر گوشت رسيده ، شاداب و زرد رنگ يا سرخ رنگ آن است كه دانه آن كوچك باشد و از سدر مراد برگ ساييده آن است . طبيعت : ثمر آن در اوّل سرد و در دوم خشك و بستانى تازه آن سرد و تر ، و خشك آن سرد و خشك ، و ميخوش آن معتدل و بعضى شيرين و آن را در اول گرم دانستهاند . خواص : نارس ( كال ) آن قابض و لزج و نفاخ و رسيده آن قليل الغذا و دير هضم و صالح الكيموس و نيم رطل آن مسهل صفرا از معده و امعاء مصفى حرارت غريبه و خوردن ترش رسيده آن مانع صعود بخارات به دماغ و رافع صفرا و تشنگى و آب شيرين آن مفتح سده و كشنده كرم معده و امعاء و مضر مبرودين ، مصلح آن سكنجبين و خشك آن قوى القبض و ضماد آن با شراب جهت نضج ورم حاره و تحليل آنها به تنهايى نيز جهت تحليل اورام حاره و نضج آنها به كار مىرود . خاك ارّه چوب آن در آخر اول سرد و در آخر دوم خشك و قاطع نزف الدم و رافع قرحه و اسهالى كه از ضعف معده به هم رسيده باشد و دافع استسقاء است و صمغ آن طلا جهت خراز نافع است . « 1 » من سدر هستم و ميوه من كنار : اسم من كنار است و ميوه درخت سدر مىباشم ميوه مرا در فارسى كنار و به عربى نبق گويند و كوهى من زال نام دارد كه اعراب من را ضال مىنويسند . از ميوههاى خنك هستم و از نظر شكل و خواص شبيه زالزالك مىباشم جمع كننده معده و نرم كننده سينه بوده ، ميوه رسيده من ارزش غذايى زيادى ندارد ، بلكه منافع من بيش از خاصيت غذايى من است .
--> ( 1 ) - قرابادين كبير ، ص 240